در یک کارخانه سیمان، هر روز هزاران داده تولید میشود:
دمای کوره
مصرف سوخت
مصرف برق
آنالیز مواد اولیه
نتایج آزمایشگاه
تولید کلینکر و سیمان
توقفات تجهیزات
شاخصهای کیفیت
اطلاعات فروش و ارسال
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
آیا این دادهها واقعاً برای تصمیمگیری استفاده میشوند؟
یا فقط در فرمها، فایلهای اکسل، گزارشها و سامانههای مختلف ذخیره میشوند؟
آیا این دادهها واقعاً برای تصمیمگیری استفاده میشوند؟یا فقط در فرمها، فایلهای اکسل، گزارشها و سامانههای مختلف ذخیره میشوند؟
کارخانه دادهساز
در یک سازمان غیر دادهمحور ممکن است:
در یک سازمان غیر دادهمحور ممکن است:
اطلاعات زیادی جمعآوری شود؛
گزارشهای متعددی تهیه شود؛
فایلهای اکسل متعددی وجود داشته باشد؛
نمودارهای زیادی در جلسات نمایش داده شود؛
اما در نهایت تصمیمها بر اساس:
تجربه شخصی
حدس
عادت
فشار لحظهای تولید
«همیشه همین کار را میکردیم»
کارخانه دادهمحور چه تفاوتی دارد؟
در یک کارخانه دادهمحور، مسیر به این شکل است:
داده
در یک کارخانه دادهمحور، مسیر به این شکل است:
داده
اطلاعات قابل اعتماد
تحلیل
بینش مدیریتی
تصمیم
اقدام
اندازهگیری نتیجه
یعنی داده باید در نهایت به تصمیم و اقدام منجر شود.
یک مثال در صنعت سیمان
فرض کنیم مصرف برق آسیاب سیمان افزایش پیدا کرده است.
رویکرد سنتی:
«مصرف برق این ماه زیاد شده.»
گزارش تهیه میشود و موضوع تمام میشود.
اما رویکرد دادهمحور:
مصرف برق افزایش یافته
فرض کنیم مصرف برق آسیاب سیمان افزایش پیدا کرده است.
رویکرد سنتی:«مصرف برق این ماه زیاد شده.»
گزارش تهیه میشود و موضوع تمام میشود.
اما رویکرد دادهمحور:
مصرف برق افزایش یافته
دادههای عملکرد آسیاب بررسی میشود
ظرفیت تولید، دانهبندی، باردهی، توقفات و شرایط تجهیزات بررسی میشود
مشخص میشود مصرف ویژه انرژی از مقدار هدف بالاتر رفته است
علت اصلی شناسایی میشود
اقدام اصلاحی تعریف میشود
مصرف پس از اقدام مجدداً اندازهگیری میشود
اینجا داده به تصمیم و بهبود عملکرد تبدیل شده است.
اما یک مشکل مهمتر وجود دارد:داده اشتباه = تصمیم اشتباه
اگر:
سنسور کالیبره نباشد
داده ناقص باشد
واحد اندازهگیری اشتباه باشد
زمان ثبت اطلاعات مشخص نباشد
افراد دادهها را به شکل متفاوت ثبت کنند
دادههای متناقض در سیستمهای مختلف وجود داشته باشد
تحلیل پیشرفته هم نمیتواند نتیجه قابل اعتمادی ایجاد کند.
بنابراین قبل از اینکه بگوییم:
«بیایید هوش مصنوعی استفاده کنیم!»
باید بپرسیم:
آیا دادههای ما قابل اعتماد هستند؟
بنابراین قبل از اینکه بگوییم:
«بیایید هوش مصنوعی استفاده کنیم!»باید بپرسیم:
آیا دادههای ما قابل اعتماد هستند؟
در کارخانه سیمان چه دادههایی ارزشمندترند؟
مثلاً در حوزه نگهداری و تعمیرات:
تعداد خرابی ها
مثلاً در حوزه نگهداری و تعمیرات:
تعداد خرابی ها
مدت توقف
MTBF
MTTR
نوع خرابی
شرایط کاری تجهیز
دما و ارتعاش
مصرف انرژی
در حوزه انرژی:
مصرف ویژه برق
مصرف ویژه برق
مصرف سوخت
تولید کلینکر
شدت مصرف انرژی
روند مصرف در طول زمان
در کیفیت:
LSF
SM
AM
بلین
مقاومت فشاری
درصد عدم انطباق
اما نکته مهم این است که صرفاً جمعآوری این دادهها کافی نیست.
اما نکته مهم این است که صرفاً جمعآوری این دادهها کافی نیست.
یک سؤال طلایی برای هر دادهقبل از ایجاد هر فرم، گزارش یا شاخص جدید از خودمان بپرسیم:
«این داده قرار است چه تصمیمی را بهتر کند؟»
اگر پاسخ مشخصی نداریم، شاید اصلاً نیازی به جمعآوری آن داده نباشد.
کارخانهای که ۱۰۰۰ شاخص دارد، لزوماً دادهمحور نیست!ممکن است یک سازمان صدها KPI داشته باشد اما مدیران نتوانند به سه سؤال ساده پاسخ دهند:
چه اتفاقی افتاده است؟
چرا اتفاق افتاده است؟
چه اقدامی باید انجام دهیم؟در مقابل، ممکن است یک کارخانه با تعداد محدودی شاخص کلیدی، تصمیمهای بسیار دقیقتری بگیرد.
دادهمحوری یعنی تبدیل داده به تصمیم؛ نه افزایش حجم گزارشها.
حالا کارخانه خودتان را ارزیابی کنید:اگر فردا مدیر کارخانه بپرسد:
«چرا مصرف ویژه انرژی در ماه جاری افزایش پیدا کرده است؟»
آیا سازمان شما میتواند در چند دقیقه پاسخ دهد:
چه چیزی تغییر کرده؟
علت چیست؟
روند آن چگونه بوده؟
هدف چه بوده؟
چه اقدامی باید انجام شود؟
و آیا اقدام انجامشده واقعاً نتیجه داده است؟
اگر پاسخ «بله» است، شما احتمالاً در مسیر دادهمحوری قرار دارید.اما اگر برای پاسخ باید:
اگر پاسخ «بله» است، شما احتمالاً در مسیر دادهمحوری قرار دارید.اما اگر برای پاسخ باید:
با چند واحد تماس بگیرید
چند فایل اکسل را پیدا کنید
دادهها را دوباره محاسبه کنید
و در نهایت هنوز مطمئن نباشید…
احتمالاً کارخانه شما داده تولید میکند؛ اما هنوز کاملاً دادهمحور نشده است.
احتمالاً کارخانه شما داده تولید میکند؛ اما هنوز کاملاً دادهمحور نشده است.