امروز 6 آذر 1401 ساعت 16:35

داستان های مدیریتی

غول چراغ جادو

غول چراغ جادو

یک نماینده فروش، یک کارمند اداری و مدیر در حال رفتن به سمت ناهار هستند که یک چراغ روغنی عتیقه

تلفن همراه

تلفن همراه آقای مدیر

وقتی با پرسنل خود ملاقات می­ کنید، اجازه ندهید نوتیفیکیشن ­ها، پیامک­ ها یا تماس ­های مدوام تلفن همراه شما حواس شما را پرت کنند.

مراسم روز یکشنبه

مراسم روز یکشنبه

کلیسایی در مکانی دورافتاده قرار داشت که افراد نزدیک به آن، برای مراسم روز یکشنبه به آنجا می­ آمدند.

وقت طلاست

زمان طلاست

وقت طلاست. عاقلانه آن را خرج کنید و از هدر دادن زمان برای چیزهای بی اهمیت خودداری کنید.

بهترین مدیران

بهترین مدیران

بهترین مدیران چه کسانی هستند؟ مردی سوار بر اسب بود که گروهی از سربازان خسته را دید که در حال

برکه کوچک

برکه کوچک

روزی روزگاری قورباغه ای در یک برکه کوچک بود. کم کم آب برکه به دلیل گرمای هوا شروع به خشک

هنر فروش

هنر فروش

داستان زیر در مورد هنر فروش يک پسر تگزاسی است که برای پيدا كردن كار، از خانه به راه افتاد.

دستمزد

دستمزد

یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در

شاخص اقتصادی

شاه عباس از وزیر خود پرسید:”امسال اوضاع اقتصادی کشور چگونه است؟”وزیر گفت:”الحمدالله به گونه ای است که تمام پینه دوزان

عضویت در خبرنامه

از آخرین مطالب علمی در حوزه مدیریت با خبر شوید!